نان دادن ،کار مردان است...
نان دادن، کار مردان است

یادمان باشد...

مادیگر فقیر نیستیم...

فقط خدا...
در پی دلیلیست که ببخشد ما را ...

نسیم داغ...
نسيم عصرگاهي اين دشت
داغ مي لغزد بر گونه هايم
نوستالژي بوسه هاي پدر بزرگ
از استاد نازنیم
گفت:سپردم به دوست
گفتم:كه دلت؟
گفت:دلم همره اوست
در خلوت خونين شفق پرزد و گفت
جان دادن و پيمان نشكستن نيكوست
اثر حبیب الله بخشوده کتاب" چیزی شبیه ابر"
به خود آ
اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم و حواست
پس ای مردم خدا اینجاست
خدا در قلب انسانهاست
به خود آ ...
تا که دریابی خدا در خویشتن پیداست...
همیشه غافلیم از یادش...
گفتند :«فلان کس در هوا پرد.» گفت:«مگسی و زغنهای میپرد.»
گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میشود.»
گاهی
دیوانگی
وقتی در این دُنیای بـه این بزرگــــی . . .
دلت فقط هـــــَـــــوای یک نفر را میڪُند...!!
آدم ها...
آدمهای شکسته دو دسته اند:
آنهایی ک یهویی از دست یک نفر افتاده اند…
آنهایی ک یواش یواش
از دست همه ترک برداشته اند…!
دردتنهایی
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی…!
و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام…
تو هر چه میخواهی مرا بخوان
خود خواه
بی احساس
نمیــــــــفروشــــــــــم..!
حالا هرچی
بر شوره زار دل ها،باران نخواهد آمد...
شاید به شعر تلخم خرده بگیری اما...
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد...
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن...
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد...!!
باش..
فقط باش….
همین که هستی کافیست…!
دور از من…..!
بدون من….!
چه فرقی میکند؟؟؟
گل میخری!! خوب است!!
برای من نیست؟!
نباشد!!!
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست…..
دلخوشم به این حماقت شیرین….
عاقبت عشق واقعی همیشه جدایست

دروغ نیست که میگن پول عشق میاره

کودکی خودم

سرنوشت
!
دستهارا باز در شبـــهای ســـرد هــــــا کنید ای کودکان دوره گـردمژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها می رسد ته مانده ی بشقابــــها
!!!

زانو زدن
.
نه...
.
فقط تنهایی خیلی سنگین است
نمایش
این روزهایم به تظاهر می گذرد …
تظاهر به بی تفاوتی
تظاهر به بی خیالی
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش” !
اگر شب ها خوابتان نمی برد از فقر وبیکاری و تورم و گرانی نیست. . .
شما دچار "بیداری اسلامی" شده اید. . . !!!
دلقک
روان پزشک گفت: به فلان سیرک برو آنجا دلقکی هست که تورا آنقدرمی خنداند تا غمت از یادت برود!!!مرد لبخند تلخی زدو گفت: من همان دلقکم. . . !
درک
سخت تر این است كه حرفت را اشتباهی بفهمند...
حالا می فهمم، كه خدا چه زجری میكشد.
وقتی این همه آدم حرفش را نفهمیده اند كه هیچ اشتباهی هم فهمیده اند
حسرت


