نقطه....
کوتاه تر میشوند
هر روز چند کلمه کمتر
چند سکوت بیشتر
می ترسم
روزی برسد که برای بیان دلتنگی هایم به نقطه ای اکتفا کنم ...


درصد مردم دنيا قادر به حل اون نيستند. ممکنه ظاهر مساله خسته کننده باشه ولي در
باطن نيست. سعي کنين حتما حلش کنين ببينين چقدر استنتاجتون قويه. حداقل
بفهمين جزو چند درصدين
و اما مساله:
1- در يک خيابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.
2 - تو هر خونه يه نفر با مليت متفاوت با بقيه زندگي ميکنه.
3 - هر کدوم از 5 صابخونه يه نوشيدني متفاوت, يه مارک سيگار متفاوت دوست داره و يه
حيوون
متفاوت تو خونه نگهداري ميکنه
سوال اينه که کي تو خونه ماهي نگهداري ميکنه با اين شرطها که:
1- انگليسه خونه اش قرمزه
2 - سوئديه تو خونه سگ نگه ميداره
3 - دانمارکيه چاي دوست داره
4 - خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفيده
5 - صاحب خونه ي سبز رنگ قهوه دوست داره
6 - کسي که سيگار پالمال ميکشه پرنده نگهداري ميکنه
7 - صاحب خونه زرد رنگ سيگار دانهيل ميکشه
8 - مردي که تو خونه وسطي زندگي ميکنه شير دوست داره از نوشيدني ها ( نه حيوونا)
9 - نروژيه تو اولين خونه زندگي ميکنه
10- مردي که بلندز ميکشه همسايه اونيه که گربه نگهداري ميکنه
11- مردي که اسب نگهداري ميکنه همسايه مرديه که دانهيل ميکشه









سهراب...
گفتی چشم ها را باید شست...
شستم ولی...
گفتی جور دیگر باید دید...
دیدم ولی...
گفتی زیر باران باید رفت...
رفتم ولی...
او نه نگاه خیس وباران زده ی مرا دید و نه جور دیگر دیدنم را...
فقط خندید و باطعنه گفت:
"دیوانه ی باران ندیده!!!!!!!!!!!!!"
یوسف میدانست درها بسته است اما بخاطر خدا حتی
به سوی درهای بسته دوید و همه درهای بسته برایش
باز شد . . .
اگر تمام درهای دنیا به رویت بسته شدند
به سمت درهای بسته برو