وعده....

در شبی سرد پادشاه به نگهبانی برخورد گفت:سردت نیست؟

 

نگهبان گفت:عادت دارم

 

شاه گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند

 

شاه گفته اش را فراموش کرد

 

صبح جنازه نگهبان را پیدا کردندکه روی دیوار قصر نوشته بود:

 

پادشاه!سالها به سرما عادت داشتم وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد.

روز دانشجو مبارک!


lروز قلم هاي تيز، روز فکر هاي خلاق

روز انديشه هاي نو، روز تو، روز دانشجو مبارک.